‏نمایش پست‌ها با برچسب ادبيات. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ادبيات. نمایش همه پست‌ها

شنبه، آذر ۲۷

خوشه های خشم

ديروز پس از هفته ها يك رمان را تمام كردم :
خوشه هاي خشم The Grapes of Wrath – اشتاين بك John Srnst Steinbeck
طرح كلي :
ماجراي خانواده ي كشاورزي ست كه مجبور مي شوند زمين شان در اوكلاهما را رها كنند و راهي كاليفرنيا ، سرزمين آرزوهاشان شوند. آن ها همراه به سيلي از مردم راهي كاليفرنيا مي شوند ، ولي شمار كارگرها زياد و زياد تر مي شود و دست مزدها هر روز كم تر از ديروز. همين مسايل باعث فقر ، از هم گسيختگي خانوادها و درگيري با پليس و كارفرما، اعتصاب و بيماري  و ... مي شود.
مردم مهاجر در كاليفرنيا، در اردوگاه هاي نا امن و نابهداشتي زندگي مي كنند و تنها يك اردوگاه دولتي است. تنها اردوگاهي كه در آن آب گرم و صابون و دستشويي و ... پيدا مي شود. آن ها در باغ ها  ميوه مي چينند و  در مزرعه ها پنبه .
12 نفره از اوكلاهما راه مي افتند. كشيش شهرشان كه او هم حالا ديگر نم خواست كشيش باشد و موعظه كند ، با آن ها مي رود. در جريان مهاجرت و يافتن كار ، پدربزرگ و مادربزرگ مي ميرند. دو پسر خانواده جدا جدا خانواده را ترك مي كنند. داماد خانواده همسرش آبستن اش را رها مي كند و فرار مي كند. دختر خانواده بچه اش را مرده به دنيا مي آورد. بچه ها دچار سوء تغذيه مي شوند و كشيش كه رهبر يك اعتصاب كارگري شده بود كشته مي شود. در پايان تنها 6 نفرشان (پدر و مادر و دختر و دو بچه ) هنوز با هم اند.
آخر ماجرا ، يك باران سيل آسا همه ي زمين ها را فرا مي گيرد. خانواده پس اندازي ندارند ، كاميونشان در گل گير كرده و به خاطر سيل از كار هم خبري نخواهد بود.

درباره كتاب :
فصل بندي رمان اين طوري است كه اشتاين بك ، يك فصل درباره ي خانواده اي كه سوژه ي داستان اند مي نويسد و يك فصل درباره اوضاع و شرايط جامعه ي اطراف آن خانواده. يك فصل در ميان همين طور 30 فصل كتاب ادامه پيدا مي كند .
" خوشه هاي خشم " مانند هر اثر ديگري تاثيرگرفته از شرايط جامعه و زندگي خود ِنويسنده است.
" بك " زاده ي كاليفرنياست .از 1903 تا 68 زندگي كرده . خانواده ي فرودستي داشته و تا قبل از 30 سالگي كه نويسنده و ژورناليست بشود، كاگر بوده  و به سختي گذران زندگي مي كرده. كتاب را در دهه 40 ميلادي نوشته . كتاب حال و هوايي سوسياليستي دارد و به خاطر همين محتوا ، در سال 1962 نوبل ادبي گرفت.
" بك " در ادامه ي زندگي  اش ، پس از اين كه به رفاه بيش تري دست پيدا كرد،  تغيير موضع اجتماعي مي دهد. يعني از موضع خيلي منفي به مالكيت و دفاع يك طرفه و آرمان گرايانه به كارگران ، كوتاه مي آيد و واقع بينانه تر به مسائل جامعه نگاه مي كند.
 آخر مگر مي شود كه مردم همه در اردوگاه دولتي و بدون پليس و با خوبي و خوشي و در نهايت نظم و آزادي با هم زندگي كنند؟ البته كه نبايد در هيچ شرايطي به كارگري ستم بشود.

رمان سوژه اي جدي دارد. گاهي ناراحت كننده است و نه نااميد كننده . خواننده را تا پايان دنبال خودش مي كشاند. براي خود ِمن كه پايان داستان غير فابل پيش بيني بود.
 

شنبه، تیر ۲۶

ستارگان سياه

چند وقت پيش كتاب ستارگان سياه را خواندم. يك مجموعه داستان از سعيد نفيسي. به قول خود نفيسي ، وقتي ديد كه از تعداد كهن پرستان خشك پسند جامد كم مي شود وبه شماره ي جوانان جوياي حقيقت زندگي اضافه مي شود، او هم دلير تر شد تا داستان هاي كوچك و فراموش شده اش را به چاپ بسپارد. داستان هايي كه بعد از برگستن از فرنگ ، يعني سال 1297 تا سال انتشار كتاب ،1316 نوشته.
يعني ميشه گفت كه اين كتاب از نخستين تجربه هاي ايراني ها براي نوشتن داستان هاي مدرن به شمار مي ره. چون اين طور كه يادمه اولين كتاب رو محمد علي جمال زاده در سال 1300 چاپ كرده.
نثر كتاب خيلي روان و خواندني است. خود نفيسي در مقدمه كتابش نوشته كه بايد با آسان ترين زبان ممكم يعني به زبان مكالمات روزانه ي مردم نوشت.
گويا اين فكر او درباره ي نوشتن هم حرف نو اي در زمان خودش بوده ، چون دكتر زرين كوب در سال 46 درباره ي نفيسي گفته كه نفيسي از معماران نثر نوين فارسي است.
داستان هاي اين كتاب موضوعات مختلفي داره : وضع مردم در شهر هاي جداشده ي ايران پس از جنگ هاي ايران و روسيه ، عشق هاي ناكام، فرنگي مآبي هاي ناشيانه ، فقر و رنج مردم كوچه و خيابان ، سختي زندگي نويسندگان و شاعران جوان و ... .