‏نمایش پست‌ها با برچسب سياست. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سياست. نمایش همه پست‌ها

پنجشنبه، آذر ۴

مناظره

سوم آذر ، در ادامه ي سريال ِ مناظره هاي زيباكلام – روان بخش ، اين دو چهارشنبه در دانشگاه بوعلي بودند. اين بار با موضوع " فلسطين ؛ منفعت اسلام يا مصلحت ايران ".
خبرش را مفصلا جاي ديگه مي شه خواند. كلن برنامه ي گرم و خوبي بود. فقط چند خط از حاشيه ها مي نويسم :
- روان بخش سردبير هفته نامه ي " پرتو سخن " – ارگان موسسه ي آيت الله مصباح است.
- برنامه قرار بود ساعت يك . نيم شروع بشه و دو و 20 دقيقه شروع شد. مجريه برنامه چند بار قبل از آمدن زيباكلام ، روي تاخيرش مانور داد. هي مي گفت : " دكتر در دانشگاه نيست" ، " به همدان نرسيده اند " ، " الان رفت سلف و … " . زيبا كلام و روانبخش با هم وارد شدند. زيباكلام گفت كه وقتي به دانشگاه رسيده ، روانبخش هنوز نرسيده بود. كه روانبخش هم اين حرف رو تاييد كرد.
- اين برنامه از طرف بسيج دانشگاه بود .
- مجري برنامه هر چند دقيقه يك بار جريان حرف ها را قطع مي كرد و از آيت الله خميني درباره ي لزوم حمايت از فلسطين جنگ با اسراييل جمله مي خواند.
- آخر جلسه يكي ار نمايندگان بسيج كه براي پرسيدن سوال پشت تريبون رفته بود، به زيباكلام گفت : بهتر بود با حميد ماهي صفت براي شما مناظره مي گذاشتيم !
- اين از معدود جاهايي بود كه ديدم جمعيت دختر ها در سالن در اقليت بود. يك سوم يا حتا يك چهارم جمعيت حاضر در سالن را دختر ها تشكيل مي دادند.

پنجشنبه، آبان ۲۰

خجسته آزادي

نمي دانم چراآزادي دست از سر خانم ابتكار بر نمي دارد.
وبلاگ "ابتكار سبز2 " هم فيلتر شد
ايشالا ابتكار سبز سه

پنجشنبه، آبان ۱۳

بر هم زن

دكتر مصدق با برگزاري يك همه پرسي مجالس سنا و شوراي ملي را بست . براي اين ماجرا بديع الزمان فروزان فر براي دكتر بيتي سرود :
اي مصدق تو را ثنا گويم           گرچه بر هم زن ِ سنا بودي
مصدق شنيد و گفت . اين طور نگو ،  بگو:

اي مصدق تو را ثنا گويم          چون كه بر هم زن ِ سنا بودي

چهارشنبه، آبان ۵

روزگار ِگم شده

شما برويد در مملكت آلمان عدالتخانه درست كنيد. آقاي من ، نوكري مثل شما لازم ندارد.

اين را در آذر 1284امير بهادر (وزير دربار)، به احتشام الملك ( نماينده مردم معترض ) گفت .
در مرداد 1285 مشروطه امضا شد .
آبراهاميان - ايران بين دو انقلاب - ص 75

چهارشنبه، مهر ۲۸

سر ِناسازگاري سازگارا

هژده مهرماه سايت فرارو ، خبر مهمان شدن دكتر سازگارا را در برنامه آزادی بشر در انستيتوي جرج بوش منتشر كرد، به عنوان یک تحلیل‌گر ِدانشگاهي ِناراضی ِ روزنامه نگار ِ هوادار ِسبزها.
البته خبر فرارو خالي از خود شيريني نيست . مثل آوردن اصطلاحي مثل " او كه زماني مدعي بود..." ، " حلقه نیروهای مکتبی " و ... .

كامنت هايي كه مخاطبين در آن صفحه ي "فرارو"، چه موافق و چه مخالف ،خيلي يك طرفه اند. برخي از اين كارش دفاع كردند ، چون او محسن سازگارا ست. برخي هم با او مخالفت كردند چون او، محسن سازگاراست! يعني انگار اول يك نفر را در بست قبول / رد مي كنيم . بعد هر كاري كه او مي كند را هم به همان ترتيب قبول / رد مي كنيم!! اما به نظرم ضمن نگه داشتن احترام ديگران مي توان رفتارشان را نقد كرد. به نظرم سبز ها بايد بهترين و منصف ترين منتقدين خودشان باشند. اين يك توهم است كه اگر از رفتار يك سبز انتقاد بشود ، كل جنبش زير سوال رفته. اتفاقن خود ِاين نقد ها بيش تر نشانه قوت است تا ضعف .
فعلن درباره ي كليت اين تصميم مي نويسم نه درباره جزئيات. چون بايد ديد در آن جا چه خواهد كرد و چه هزينه / فايده اي دارد.
در همان سال 82 هم برخي منتقدين خارج نشين اصلاحات ، از اين كه او به دعوت يك موسسه امريكايي ايران را ترك كرده انتقاد مي كردند. مثلن آقاي بني صدراو را با كرزاي مقايسه مي كرد.البته كه او هم مثل همه در تصميم گيري آزاد است ولي چند تا نكته به نظرم مي رسه :

1. اين كه جرج بوش ، خيلي فرد خوش نام و محبوبي در جامعه ما نيست و پيوستن به او هم نمود چندان خوبي ندارد. مثلن اين را از مقايسه ي محبوبيت او با اوباما ميشه فهميد .

2. اين كه مهمان شدن او در اين موسسه ، رقيب را در برابر سبز ها گستاخ تر از گذشته مي كند. البته كه او نماينده ي سبز ها نيست ،( چون كلن كسي را نمي توان نمايندهي تام و تمام سبز ها دانست ) ، اما او خود را سبز مي داند و طيف ها گوناگون سبز با بيان هاي مختلف خودشان را مستقل از كشور هاي خارجي معرفي مي كنند ، و بايد هم اين كار را بكنند. هر چند اين موسسه يك NGO ست اما به هر حال سايه ي جرج بوش سياه است ! و اين كار سازگارا با آن سياست كلي سر ِناسازگاري دارد.

3. اين كه براي تغيير ، بايد آگاهي ها و ارتباط با ايراني ها و مردم داخل را تقويت كرد . به نظرم اين كه با كمك / فشار خارجي ها بهبودي در وضعيت جامعه ايجاد شود ، خيلي خوش بينانه ست.

4. اصلن منظورم اين نيست كه دور خارجي ها خط قرمز بايد كشيد ولي بايد فاصله ها را نگه داشت.

چهارشنبه، شهریور ۲۴

دموكراسي مبارك !


جمع عمومي سازمان ملل در اجلاس سال 2007  پانزدهم سپتامبر را «روز جهاني دمكراسي» اعلام كرد و ازكشورهاي 192گانه عضو اين سازمان خواست كه با هدف آشنايي  مردم بااهميت دمكراسي، هرسال در اين روز كاري كنند.

15 سپتامبربراي اين   انتخاب شده ، كه اتحاديه پارلمان هاي جهان در اين روز در سال 1996 اعلاميه جهاني دمكراسي را صادر كرده .

پس روز جهاني اموكراسي بر همگي مبارك 

دوشنبه، شهریور ۱

مباركه خانم ابتكار !

بالاخره آزادي كار خودش را كرد و خانم ابتكار از پرشين بلاگ به Blogspot آمد.
اين هم آدرس سايت نو :

به قول يكي از رفقا، اول فيتر شدن سايت اش مبارم و بعد خانه ي نو!

چهارشنبه، تیر ۱۶

اعلاميه جهاني حقوق بشر


به نظرم اعلاميه جهاني حقوق بشر در جامعه ي ما كمتر خوانده شده، كمتر مورد توجه بوده. كساني كه هم سن و سال خودم هستند و مي گويند كه به حقوق بشر اعتقاد دارند گاهي فراموشمان مي شود كه حقوق بشر يك اعلاميه ي 30 ماده اي است، و بايد آن را خواند. واقعن هم آن قدر كوتاه و ام پي تري! هست كه خواندنش زياد وقت نگيره.
يه توضيح هم اين كه برخي از واژگان متن رو از خودم فارسي كردم.البته به جز كلمه هايي كه حدس زدم معناي حقوقي خاصي داشته باشند.ولي خب فكر نمي كنم نوشتن "هيچ كس را" به جاي "احدي را" دست بردن در اين ميراث بشري باشه ، يا مثلن به جاي "مجاهدت كنند"، نوشتم :"بكوشند".آخه انگار يه بنده خدايي اين متن رو ترجمه كرده با زبان خودش.هر سايت و كتابي رو هم كه نگاه كردم،كپي از همان ترجمه ي اوليه بود.

متن اعلاميه :
از آن جا که شناسايي حيثيت ذاتي همه ي اعضاي خانواده بشري و حقوق برابر و انتقال ناپذير آنان اساس آزادي و عدالت و صلح را در جهان تشکيل مي دهد ،
از آن جا که عدم شناسايي وكوچك شمردن ِحقوق بشر به اعمال وحشيانه اي انجاميده است، که روان بشريت را به سركشي واداشته و ظهور دنيايي که در آن همه ي افراد بشر در بيان عقيده آزاد و از ترس و فقر فارغ باشند به عنوان بالاترين آرزوهاي بشر اعلام شده است ،
از آن جا که حقوق انساني را بايد با اجراي قانون پشتيباني کرد تا بشر به عنوان آخرين چاره به قيام بر ضد ستم و فشار مجبور نگردد ،
از آنجا که اساساً لازم است توسعه روابط دوستانه بين المللي را تشويق كرد،
از آن جا که مردم ملل متحد ايمان خود را به حقوق اساسي بشر و مقام و ارزش ِ انساني فرد و برابري ِحقوق مرد و زن بازهم در منشور اعلام کرده اند و تصميم راسخ گرفته اند که به پيشرفت اجتماعي کمک کنند و در محيطي آزادتر، وضع زندگي بهتري به وجود آورند ،
از آن جاکه دولتهاي عضو متعهد شده اند که احترام جهاني و رعايت واقعي حقوق بشر و آزادي هاي اساسي را با همکاري سازمان ملل متحد تامين کنند ،
از آن جا که حسن تفاهم مشترک نسبت به اين حقوق و آزادي ها براي اجراي کامل اين پيمان،بسيار اهميت دارد ،
مجمع عمومي اين اعلاميه جهاني حقوق بشر را آرماني مشترک براي همه ي مردم و ملت ها اعلام مي کند تا همه ي افراد و ارکان اجتماع، همواره اين اعلاميه را پيش چشم داشته باشند و بكوشند تا با آموزش و پرورش، احترام اين حقوق و آزادي ها گسترش يابد و با تدابير پيوسته ي ملي و بين المللي، شناسايي و اجراي واقعي و حياتي آنها، چه در ميان خود ملت هاي عضو، و چه در ميان مردم کشورهايي که در قلمرو آنها مي باشند ، تامين شود .

ماده 1 : همه ي افراد بشر آزاد به دنيا مي آيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند . همه داراي خرد و وجدان مي باشند و بايد با هم متناسب با روح برادري رفتار كنند .

ماده 2 :
الف - هر كس مي تواند بي هيچ تبعيضي – به ويژه از نظر رنگ ، جنس ، نژاد ، مذهب ، عقيده سياسي يا هر عقيده ي ديگر و هم چنين مليت و وضع اجتماعي ، ثروت ، ولادت يا هر موقعيت ديگر- از همه ي حقوق و آزادي هايي كه در اين اعلاميه آمده است، بهره مند شود .
ب - به علاوه هيچ تبعيضي به عمل نخواهد آمد كه مبتني بر وضع سياسي ، اداري و قضايي يا بين المللي كشور يا سرزميني كه شخص به آن تعلق دارد،چه اين كشور مستقل ، تحت قيوميت، يا خود مختار بوده و چه حاكميت آن به شكلي محدود شده باشد .

ماده 3 : هر كس حق زندگي ، آزادي و امنيت شخصي دارد .
ماده 4 : هيچ كس را نمي توان در بردگي نگاه داشت و داد و ستد بردگان در هر شكلي، ممنوع است .

ماده 5 : هيچ كس را نمي توان زير شكنجه يا مجازات يا رفتاري قرار داد كه ستمگرانه يا بر خلاف انسانيت و شئون انساني و يا زشت باشد .

ماده 6 : هر كس حق دارد كه شخصيت حقوقي او در هر جا، به عنوان يك انسان در مقابل قانون شناخته شود .

ماده 7 : همه در برابر قانون برابرند و حق دارند برابرانه و بي هيچ تبعيضي از پشتيباني قانون برخوردار شوند . همه حق دارند در مقابل هر تبعيضي كه ناقض اين اعلاميه باشد، و هر تحريكي كه براي اعمال چنين تبعيضي انجام شود از پشتيباني قانون برخوردار شوند .

ماده 8 : در برابر اعمالي كه حقوق اساسي فرد را مورد تجاوز قرار دهد و آن حقوق به وسيله ي قانون اساسي و يا قانون ديگري براي او شناخته شده باشد ، هر كس حق رجوع موثر به دادگاه ملي صالح را دارد .

ماده 9 : هيچ كس را نمي توان خودسرانه دستگير، زنداني و يا تبعيد كرد.

ماده 10 : هر كس با برابري كامل حق دارد كه دعوايش بوسيله ي دادگاه مستقل و بي طرف ، منصفانه و علني رسيدگي شود و چنين دادگاهي درباره ي حقوق و الزامات او و يا هر اتهام جزائي كه به او وارد شده باشد تصميم بگيرد .

ماده 11 :
الف - هر كس كه به بزه كاري متهم شده باشد، تا هنگامي كه در جريان يك دادگاه عمومي كه همه ي تضمين هاي لازم جهت دفاع او تامين شده باشد ، جرم او قانوناً روشن گردد، بي گناه به شمار خواهد آمد .
ب - هيچ كس براي انجام يا عدم انجام كاري كه در هنگام انجام آن عمل به موجب حقوق ملي يا بين المللي جرم شناخته نمي شده است، محكوم نخواهد شد . به همين طريق هيچ مجازاتي شديد تر از آن چه كه هنگام ِ انجام جرم بدان تعلق ميگرفت در باره ي هيچ كس اجرا نخواهد شد .

ماده 12 : هيچ كس در زندگي خصوصي ، خانوادگي ، اقامتگاه يا مكاتبات خود ، نبايد مورد مداخله هاي خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش مورد حمله قرار گيرد . هر كس حق دارد در مقابل اين گونه مداخلات و حملات مورد پشتيباني قانون قرار گيرد .

ماده 13 :
الف - هر كس حق دارد كه درون هر كشور، آزادانه آمد و شد كند و محل اقامت خود را برگزيند .
ب - هر كس حق دارد هر كشوري از جمله كشور خود را ترك كند يا به آن بازگردد .

ماده 14 :
1) هركس حق دارد در مقابل شكنجه ، آزار و تعقيب، پناهگاهي جستجو كند و در كشورهاي ديگر پناه گزيند .
2) در مواردي كه تعقيب واقعاً مبتني به جرم عمومي و غير سياسي يا رفتارهايي مغاير با اصول و مقاصد ملل متحد باشد نميتوان از اين حق استفاده كرد .

ماده 15 :
الف - هر كس حق دارد كه تابعيت داشته باشد .
ب - هيچ كس را نمي توان خودسرانه از تابعيت خود يا از حق تغيير تابعيت بازداشت .

ماده 16 :
1) هر زن و مرد بالغي حق دارند بي هيچ محدوديتي از نظر نژاد ، مليت ، تابعيت يا مذهب با يكديگر زناشويي كنند و تشكيل خانواده دهند . در تمام مدت زناشويي و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در همه ي امور مربوط به ازدواج داراي حقوق برابرند .
2) ازدواج بايد با رضايت كامل و آزادانه زن و مرد واقع شود .

ماده 17 :
1) هر كس به تنهايي و يا بطور دسته جمعي ، حق مالكيت دارد .
2) هيچ كس را نمي توان خودسرانه از حق مالكيت محروم نمود .

ماده 18 : هر كس حق دارد كه از آزادي انديشه، وجدان و مذهب بهره مند شود . اين حق متضمن آزادي تغيير مذهب يا عقيده و نيز متضمن آزادي اظهار انديشه و ايمان ميباشد و همچنين شامل آموزه هاي مذهبي و اجراي مراسم ديني است . هر كس مي تواند از اين حقوق به تنهايي يا اجتماعاً و به طور خصوصي يا عمومي برخوردار شود.

ماده 19 : هر كس حق آزادي انديشه و بيان دارد و حق مزبور شامل آنست كه از داشت عقايد خود بيم و اضطرابي نداشته باشد و در كسب اطلاعات و انديشگان و در به دست آوردن، و انتشار آن به همه ي ابزارهاي ممكن و بدون ملاحظات مرزي آزاد باشد .

ماده20 :
الف - هر كس حق دارد آزادانه مجامع و جمعيتهاي مسالمت آميز تشكيل دهد .
ب – هيچ كس را نميتوان مجبور به شركت در اجتماعي كرد .

ماده 21 :
الف - هر كس حق دارد در اداره ي امور عمومي كشور خود ، خواه مستقيم و خواه از طريق نمايندگاني كه آزادانه انتخاب شده باشند، شركت كند .
ب - هر كس حق دارد با برابري شرايط به مشاغل عمومي كشور خود برسد .
پ - سرچشمه ي قدرت حكومت، اراده ي مردم است . اين اراده بايد با انتخاباتي ابراز گردد كه از روي صداقت و بطور ادواري انجام شود. انتخابات بايد عمومي و برابرانه باشد و با راي پنهان يا راهي مانند آن انجام گيرد كه آزادي راي را تضمين نمايد .

ماده 22 : هر كس به عنوان عضو اجتماع حق امنيت اجتماعي دارد و اجازه دارد با همكاري ملي و بين المللي حقوق اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي خود را كه لازمه ي مقام و رشد آزادانه ي شخصيت اوست، با رعايت تشكيلات و منابع هر كشور بدست آورد .

ماده 23 :
الف - هر كس حق دارد كار كند ، كار خود را آزادانه انتخاب نمايد ، شرايط منصفانه و رضايت بخشي براي كار خود خواستار باشد و در مقابل بيكاري مورد حمايت قرار گيرد .
ب - همه حق دارند بي هيچ تبعيضي در مقابل كار برابر،دست مزد برابر دريافت كنند .
پ - هر كس كه كار مي كند به مزد منصفانه و رضايت بخشي حق دار ميشود كه زندگي او و خانواده اش را موافق شئون انساني تامين كند و آنرا در صورت لزوم با هر نوع وسايل ديگر حمايت اجتماعي تكميل نمايد .
ت - هر كس حق دارد براي دفاع از منافع خود با ديگران اتحاديه تشكيل دهد يا در اتحاديه ها شركت كند .

ماده 24 : هر كس حق استراحت و فراغت و سرگرمي دارد و به ويژه، به محدوديت معقول ساعات كار و مرخصي هاي ادواري با اخذ دست مزد حق دار است .

ماده 25 :
الف - هر كس حق دارد كه سطح زندگاني او، سلامتي و رفاه خود و خانواده اش را از نظر خوراك و مسكن و مراقبتهاي پزشكي و خدمات لازم اجتماعي تامين كند و همچنين حق دارد كه در مواقع بيكاري ، بيماري ، نقص اندام ، بيوگي ، پيري ياهمه ي موارد ديگري كه به عللي خارج از اراده ي انسان، وسايل امرار معاش از دست رفته باشد ، از شرايط آبرومندانه ي زندگي برخوردار شود .
ب - مادران و كودكان حق دارند از كمك و مراقبت مخصوصي بهره مند شوند . كودكان چه بر اثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنيا آمده باشند ، حق دارند كه همه از يكنوع حمايت اجتماعي برخوردار شوند .

ماده 26 :
الف - هر كس حق دارد كه از آموزش و پرورش بهره مند شود . دست كم تا حدودي كه مربوط به تعليمات ابتدايي و اساسي است بايد رايگان باشد . آموزش ابتدايي اجباري است . آموزش حرفه اي بايد يابد و آموزش عالي بايد با شرايط برابري كامل به روي همه باز باشد تا همه بنا به استعداد خود بتوانند از آن بهره گيرند .
ب - آموزش و پرورش بايد طوري هدايت شود كه شخصيت انساني هر فرد را به حد كمال رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادي هاي بشر را تقويت كند . آموزش و پرورش بايد حس تفاهم ، گذشت و احترام به عقيده ي مخالف و دوستي ميان همه ي ملل و جمعيتهاي نژادي يا مذهبي و همچنين توسعه ي فعاليتهاي ملل متحد را در راه حفظ صلح آسان كند .
پ - پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به ديگران اولويت دارند .

ماده 27 :
الف - هر كس حق دارد آزادانه در زندگي فرهنگي اجتماع شركت كند ، از فنون و هنر ها بهره گيرد و در پيشرفت علمي و سود حاصل از آن سهيم باشد .
ب - هر كس حق دارد از پشتيباني منافع مادي و معنوي آثار علمي ، فرهنگي يا هنري خود برخوردار شود .

ماده 28 : هر كس حق دارد برقراري نظمي را بخواهد كه از لحاظ اجتماعي و بين المللي ، حقوق و آزادي هايي را كه در اين اعلاميه آمده است را تامين كند و آنها اجرا كند.

ماده 29 :
الف - هر كس در مقابل آن جامعه اي وظيفه دارد كه رشد آزاد و كامل شخصيت او را فراهم كند .
ب - هر كس در اجراي حقوق و استفاده از آزادي هاي خود تنها تابع محدوديت هايي است كه با قانون و منحصراً به منظور تامين ، شناسايي و رعايت حقوق و آزادي هاي ديگران و براي رعايت درست نياز هاي اخلاقي و نظم عمومي و رفاه همگاني در شرايط يك جامعه ي دمكراتيك وضع گرديده است .

ماده 30 : هيچ يك از مقررات اعلاميه حاضر نبايد به گونه اي تفسير شود كه متضمن حقي براي دولت ، جمعيت يا فردي باشد كه به موجب آن بتوانند هر يك از حقوق و آزاديهاي مندرج در اين اعلاميه را از بين ببرند يا در آن راه فعاليتي نمايند .