یکشنبه، شهریور ۲۱

به ياد ِ يك پدر

اين جمعه كه گذشت سالگرد آيت الله طالقاني بود. در 19 شهريور 1358. تصور طالقاني در ذهنم به شكل يك انسان استوار تصوير مي شود. كسي كه با روشني و شجاعت حرفش را مي زد . به خاطرش زندان مي رفت و شكنجه هم مي شد. اما با كساني كه به سويش مي رفتند " پدرانه "  و انساني رفتار مي كرد ، حتا باكساني از جنس مجاهدين خلق و نواب صفوي . اين شد كه شايسته ي اين شد كه به او بگويند : پدر طالقاني .

پنجشنبه، شهریور ۱۸

چهارشنبه، شهریور ۱۷

نادر و رازش !

ديشب برنامه ي "راز" براي اولين بار ديدم، با اجراي نادر طالب زاده. و طبق معمول درباره جنگ و آخرالزمان و ... !نمي خوام سياه و سپيد نگاه كنم، اما از كليت ِمحتواي برنامه اش خوشم نيامد.اما ...
اما اين برنامه براي من، شخصن، الهام بخش و انرژيك بود. طالب زاده آدم جالبي ست. آدم آرامي ست. تيپ و قيافه ي متفكرانه اي دارد. از آن آدم هايي ست كه در اين تيپ فكري نسبت به بقيه شان خيلي به روز است. وقتي حرف هايش را و نام هايي را كه بر زبان مي آورد مي شنوم پيش خودم فكر مي كنم از اون كمياب هاست. مثلن به نوباوه مي گفت " بايد جوان هاي ِدوزبانه ي ِ مستند ساز ِبه روز تربيت كنيم." البته با محتواييي كه روشن است كه چيست. حالانادرخان بايد بره و حالي كنه به اون جماعت كه اصلن مستند سازي چيه؟ و چه اهميتي داره؟ و چرا بايد حداقل دوزبانه بود؟ و چرا اصلن جوان تربيت كنيم؟ . ولي همان طور كه گفتم جداي از محتواي كارش ، از روش كارش بسيار مي توان آموخت.

يك مثال : درباره ي همين ماجرا كه قراره توي يك كليسا در فلوريدا به مناسبت 11 سپتامبر قرآن سوزي بشه، ديشب در حد يك اشاره حرف زد. حالا اينو مقايسه كنيد با سياست هاي واحد مركزي خبر صدا و سيما. آن بيچاره ها الان دو روزه دارن فكر مي كنند ببينند اصلن بايد چنين خبري را پوشش بدهند يا نه؟، يا به قول خودشان زوايا و خفاياي خبر را بررسي كنند. مي بينيد تا بخواهند به نتيجه برسند، خبر تبديل به خبر سوخته شده. هر چند در نهايت تحليل آن دوبراي اين خبر با هم فرقي نمي كنه، اما سرعت و روش كارشان با هم فرق داره.

البته كه به كسي كه در صدا و سيما به او ميدان مي دهند نمي توان انتظار آپولو هوا كردن داشت !

یکشنبه، شهریور ۱۴

كوئليو

پريروز "ساحره ي پورتوبلو" را از ايران زمين گرفتم.ديگه كتابي از كوئلو نداره كه من نگرفته باشم. ديگه چاپ هم كه نمي شوند. در نمايشگاه كتاب امسال هم خبري از انتشارات كاروان و آرش حجازي نبود. يعني ناشر و مترجم رسمي اش ديگر كتاب هايش را چاپ نمي كنند، به خاطر ماجراي ندا آقاسلطان ديگه مجوز چاپ به حجازي نمي رهند. ميترا ميرشكار هم كتاب هايش راترجمه و چاپ كرده، چون در ايران قانون كپي رايت اجرا مي شود!!يا بايد از ترجه هاي ميرشكار استفاده كرد يا بايد به فكر زير زمين بود!

پنجشنبه، شهریور ۱۱

تنهايي

وقتي تنهاييم به دنبال يك دوست مي گرديم

وقتی پیدايش کرد ایم دنبال عیبهايش می گردیم

وقتی از دستش دادیم دنبال خاطره هایش می گردیم

و باز تنهاییم و مي گرديم!!